هو التو
ای حضرت سلام
باز هم سلام !!!!
نمی دونم چرا جدیدا اینقدر دوباره فلسفه هام زیاد شدن !!!!
تقصیر پاییزه !!
آبان داره تاثیره شو توی آذر میگذاره .
بگذریم ......
راستی می دونی تنها چیزی که به قول " آندره ژید " توی " مائده های زمینی " نمی شه ازش گذشت ؛ فقط تویی !!
فقط تو !!!
پس بگذریم از همه چیز ماسوای تو ............
می دونی فکر میکنم تنها دلیل حیات چیه ؟؟؟؟
اینه که تو می خوای زنده باشم و حیات داشته باشم !
فقط همین !!!
و دوباره می خندم به تمومه اون دلیل هایی که قبلا برای خودم میچیدم !!!!
ایجوری :
![]()
![]()
![]()
همه شون مثه یه حباب ترکیدند !!!!
می دونی ما آدما کلا به ساخت و ساز علاقه داریم .
برای همین هم هست که دلیل ها ی زیادی هم برای هر کاری داریم !!!
فکر میکنم همه شون را هم می سازیم !!!
مثه دلیل هایی که برای حیاتمون داریم !
البته من کاری به کسی ندارم .
خودم را می گم : فکر می کنم هیچ دلیلی پیدا نمی کنم
جز همین که تو میخواهی حیات داشته باشم
فقط همین
و لبخند برای دیگر دلایل !!!
![]()
نه این خوب نیست .
این بهتره :
!!!!!!!!!!!!
بگذریم ........
( البته از هر چیز غیر تو !!! )
خوب تو بگو !!
تو هم حرفی بزن
اینکه فقط من حرف بزنم خوب نیست ها !!! ![]()
جدیدترها زندگی را خیلی راحت تر می بینم
خیلی ساده
به همین سادگی که می بینی :
مثلا من مینشینم مقابل تو و با تو میگم و می شنوم
البته دوست دارم بشنوم
اگه یه کم از نازت کم کنی و تو هم حرفی بزنی
فکر میکنم همه چیز ساده اش خوبه
مخصوصا دل !!
راستی گفتم دل !!!
ولش کن بگذار از این یه قلم حرف نزنم !!!
پس بیا با هم بگذریم .......
( البته از هر چیز غیر از تو ! )
دلم میخواد روح یکی از بنده هات را که ذکر خیرش هم شد با نوشتن چند تا از جمله هاش که در وصف تو گفته را شاد کنم .
قول بده روحش را شاد کنی !!!!![]()
![]()
![]()
" ناتانائيل، همچنان كه مي گذري به همه چيز نظر مي افكني و هيچ جا درنگ نخواهي كرد. به خويشتن بقبولان كه تنها خدا است كه گذرا نيست.ناتاناييل، اي كاش اهميت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري "
باز هم
که واقعا حق مطلب را خوب ادا کرده است !!!!!
بگذریم ....
( البته از هر چیز غیر تو ! )
چرا وقتی آدم برای تو می نویسه دلش نمیاد تمومش کنه ؟
بگذار این هم جزء سوال های بی جوابم باقی بمونه !!!!!!
پس باز هم بگذریم .......
( البته از هر چیز غیر تو ! )
دلم چیزای جدید می خواد
البته جدید جدید که نه !!!
یه چیزایی که فعلا مشغولم کنه !!!
فقط امیدوارم برای زندگی ابدی بعد مرگ فکری کرده باشی که مثه اینجا حوصله مون سر نره !!!!!!
![]()
![]()
کفر که نبود ؟؟؟ ها ؟؟!!!!!!!
خلاصه شرمنده !!!! دلگیر نشی ها
![]()
اما من فکر کنم تو اصلا این حالت را گذاشتی که آدما از همه چیز حوصله شون سر بره که تازه بفهند فقط یه چیز یابهتره بگم یکی هست که هیچ وقت حوصله از بودن با اون سر نمی ره !!!!!
دلم می خواد یه چیزی بگه اما جلوش را محکم گرفته ام که خلاصه خراب کاری نکنه !!!!!
راستی چرا این دل من اینطوری شده !!
اصلا رعایت نمی کنه که بالاخره تو حضرت خدایی و من یه روسیاه دل سیا ه !!!!
بیا بگذریم .....
( البته از هر چیز غیر تو ! )
راستی با تو از همه چیز گذشتن حالی داره ها !!!
بیا کمک کن بتونم از همه چیز بگذرم
( البته از هر چیز غیر تو ! )
حضرت مستطاب خدا !
دوستت دارم
لبخند بزن
حد اقل به خاطر رو سیاهی که به خاطر تو ؛ فقط به خاطر اینکه هستی
فقط به خاطر حضورت و نه هیچ چیز دیگر
لبخند می زند
![]()
فقط یا تو مدد ![]()
![]()
( راستی نمی دونم چرا بلاگفا بوس را از شکلک هاش برداشته ؛ ولی :بوس )
نوشته شده توسط سید مجتبا در سه شنبه دهم آذر 1388 ساعت 20:11 موضوع | لینک ثابت
هو الحق
بعضی وقت ها آدم میماند چه بنویسد
چه بگوید
و میشود همان حرف هایی که توی گلو گیر میکند !!!!!!!!
به قول آن ظریف : روزگار عجیبی است نازنین .
و من حیرانم
از این همه عجیبی ها
بهترین چیز این روزگار این است که می گذرد
و به قول آن لطیف : رو سیاهی فقط به زغال می ماند
( البته به غیر از ما که از ازل رو سیاه تو بودیم ........ )
فکر میکنم نوشتن جز برایی تو حرام است !
من تو را در ست نمی شناسم
فکر نکنم در آینده هم بتوانم بشناسم
می دانی چرا ؟
چون قدیم تر ها فکر می کردم خیلی می شناسمت و حالا می بینم اصلا نمی شناسمت
قدیم تر ها فکر میکردم شناختن تو چه ساده است
حالا می خندم
تلاشی هم برای شناختنت نمی کنم
چون می دانم باعث می شود بیشتر بخندم
بگذریم .......
البته فکر میکنم به هر کسی که فکر می کند تو را می شناسد هم باید خندید ..........
اینطوری :
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باز هم بگذریم ........
حالت چطور است ؟
اصلا کسی حالت را می پرسد یا نه ؟
آدم خلق کردی تنها نباشی ؟؟؟؟؟!!!!!
![]()
شرمنده ام !!!
امروز سر کلاس می گفتم آدم ها موجودات بسیار پیچیده ای هستند !!!!
نگذار کفر بگویم که : تو هم خلاصه ندانستی چی خلق کردی !!!!!!!!
![]()
باشه دیگه کفر نمی گم !!!!!
بگذار بگذریم ............
می دونی اگه از احوال من هم جویا باشی باید خدمت محضر حضرت خداییت عرض کنم که :
می گذرانم !!!!
فقط همین !!!!
نشسته ام تا بگذرد
از عمر بگیر تا همه چیز دیگه
البته بی کار بی کار که نه !!!!!
برای اینکه حوصله ام سر نرود دست به کارهایی هم می زنم
حتی اون کارایی که قبول ندارم !!!!!!!
می دونی اینجا روی زمین خیلی باحاله !!!
خوش میگذره !!!
جات خالیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه اینقدر باحاله
هیشکی بی کار نیست
یکی زیر آب اون یکی را می زنه
اون یکی زیر آب این یکی را !!!!
یکی پدر اون را در میاره
اون یکی پدر این را !!!!
یکی اون یکی را له می کنه
اون یکی این یکی را !!!!!!!
یکی اون یکی را به لجن می کشه
اون یکی این یکی را !!!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا می تونی انتخاب کنی :
می تونی بخندی
میتونی زار بزنی !!!!
می تونی هم بگذاری تا بگذره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بالاخره می گذره !!!
و روسیاهی به زغال است که می ماند
( البته به غیر از ما که از روز ازل روسیاه تو بودیم ............ )
دیگه چی بگم ؟؟؟؟
بازم بگم از اوضاع زمین !!!!!!
البته این ها که گفتم را به عنوان شکایت مطرح نکردم ها !!!!!
خاطر خداییت مشوش نشود !
قدیم تر ها شاید گله و شکایتی بود .
حالا می بینم اساس این زمین همینه !!!!!!
حالا می گذارم بگذره !!
بدون هیچ شکایت !!!!!!
من قدیم تر ها فقط از تو یک چاه می خواستم
- نه برای آنکه بیفتم توش و بشم یوسف ؛ که زمان بگذرد و زلیخایی پیدا شود و .... که زلیخا هم زلیخاهای قدیم -
یک چاه که سرم را بکنم درونش و پاره های جگر حرف های پاره پاره ام را درونش بریزم
ولی حالا همون چاه را هم نمی خواهم !!!!!!!!!
همینجور خوب است !!!!
نه افسرده ام
نه ناراضی !!!!!
لبخند می زنم
به همه چیز
تو هم لبخند بزن !!!!
حد اقل به خاطر رو سیاهی که به خاطر تو ؛ فقط به خاطر اینکه هستی
فقط به خاطر حضورت و نه هیچ چیز دیگر
لبخند می زند
فقط یا تو مدد
.............................................
پ.ن : سکوت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط سید مجتبا در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت
هو
زمانی -چندین سال پیش - یکی از عزیزترین هایم - دکتر کریم - برایم نوشت :
" سید خسته ام از این همه روزهای تکراری "
اما من امروز می نویسم :
این روزها که میگذرد هیچ کدام تکراری نیستند ؛
اما من از تمام این روز ها خسته ام .
............................................
پ.ن :
۱ ) فرمود : اگر دین ندارید آزاده باشید
۲) و فرمود : مرگ بهتر از زندگی با ذلت است
۳) مرگ هم نعمتی است ها !!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط سید مجتبا در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

در خرابات مغان نور خدا می بینم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY